MENU (10)

Remember - ترجمه ی فارسی - Lauren Daigle 「متن ترانه」

In the darkest hour when I cannot breathe
Fear is on my chest, the weight of the world on me
Everything is crashing down, everything I had known
When I wonder if I'm all alone

#TikTok #sanderlei #shorts #remember #laurendaigle #musicmeetsheaven


Remember 「متن ترانه」 - Lauren Daigle

In the darkest hour when I cannot breathe
Fear is on my chest, the weight of the world on me
Everything is crashing down, everything I had known
When I wonder if I'm all alone

[Chorus]
I remember, I remember
You have always been faithful to me
I remember, I remember
Even when my own eyes could not see
You were there, always there

[Verse 2]




I will lift my eyes even in the pain
Above all the lies, I know You can make a way
I have seen giants fall, I have seen mountains move
I have seen waters part, because of You

[Chorus]
I remember
I remember
You have always been faithful to me
I remember
I remember
Even when my own eyes could not see
You were there, always there




[Bridge]
I can't stop thinking about
I can't stop thinking about
I can't stop thinking about
Your goodness

I can't stop thinking about
I can't stop thinking about
I can't stop thinking about
Your goodness

I can't stop thinking about
I can't stop thinking about
I can't stop thinking about


Your goodness

I can't stop thinking about
I can't stop thinking about
I can't stop thinking about
Your goodness

[Chorus]
I remember
I remember
You have always been faithful to me
I remember
I remember
Even when my own eyes could not see


You were there, always there with me


Remember - ترجمه ی فارسی - Lauren Daigle 「متن ترانه」


در تاریک ترین ساعتی که نمی توانم نفس بکشم
ترس بر سینه ام سنگینی دنیا بر من
همه چیز در حال سقوط است، همه چیزهایی که می دانستم
وقتی به این فکر می کنم که آیا من تنها هستم

[گروه کر]
یادم می آید، یادم می آید
تو همیشه به من وفادار بودی
یادم می آید، یادم می آید
حتی وقتی که چشمانم نمی توانست ببیند
تو اونجا بودی همیشه اونجا


[آیه 2]
حتی در درد چشمانم را بلند خواهم کرد
مهم‌تر از همه دروغ‌ها، می‌دانم که تو می‌توانی راهی بسازی
من سقوط غول ها را دیده ام، کوه ها را دیده ام که حرکت می کنند
من به خاطر تو آبها را از هم جدا کرده ام

[گروه کر]
یادم می آید
یادم می آید
تو همیشه به من وفادار بودی
یادم می آید
یادم می آید
حتی وقتی که چشمانم نمی توانست ببیند
تو اونجا بودی همیشه اونجا



[پل]
نمی توانم از فکر کردن دست بردارم
نمی توانم از فکر کردن دست بردارم
نمی توانم از فکر کردن دست بردارم
خوبی شما

نمی توانم از فکر کردن دست بردارم
نمی توانم از فکر کردن دست بردارم
نمی توانم از فکر کردن دست بردارم
خوبی شما

نمی توانم از فکر کردن دست بردارم
نمی توانم از فکر کردن دست بردارم


نمی توانم از فکر کردن دست بردارم
خوبی شما

نمی توانم از فکر کردن دست بردارم
نمی توانم از فکر کردن دست بردارم
نمی توانم از فکر کردن دست بردارم
خوبی شما

[گروه کر]
یادم می آید
یادم می آید
تو همیشه به من وفادار بودی
یادم می آید
یادم می آید


حتی وقتی که چشمانم نمی توانست ببیند
تو اونجا بودی، همیشه با من بودی